خار خار دو فرشته هم نهشت
تا که تخم خویشبینی را نکشت
این بیت از مثنوی در داستان هاروت و ماروت اومده که تو مثنوی خونی دیشب خوندیم و انصافن فهمیدن منظور مولوی سخت بود. بعضی از بچه ها هم گیر داده بودن که حالا خیلی مهم نیست معنی تک تک بیتها رو فهمیدن اصلش اینه که منظورش رو بفهمیم. ولی من فکر می کردم که بابا مگه مولوی ته حرفش چیه آخوند بوده دیگه همه میدونیم چی میگه اگه به این ویژگیهای ادبی هم نپردازیم دیگه به چه دردی میخوره مثنوی خوندن؟ ... خلاصه آخرش درآوردم. معانی که در دهخدا اومده خیلی دردی رو دوا نکرد ولی در فرهنگ معین خارخار رو به معنای خارش و خاروندن معنی کرده بود یه کم به وجه ناتورئالیستی ادبیات مولوی که توجه کنیم معنی بیت درمیاد:
دو تا فرشته – هاروت و ماروت – تا تخم خودبینیشون رو تو زمین نکاشتن کرمشون نخوابید!
داستان هاروت و ماروت خلاصش اینه که اینا دو تا فرشته بودند که هی به خدا گیر میدادند که ما رو بفرست زمین تا با اتکاء به عصمتمون زمینیان رو هدایت کنیم خدا به اونها اختیار و شهوت داد و فرستادشون به زمین ولی هنوز شب نشده هم شراب خوردند هم آدم کشتن و هم زنا کردند و به خاطر همینم خدا اونها رو در چاهی در بابل زندانی کرد زنی رو هم که اونها عاشق بهش شده بودند مسخ کرد به صورت ستاره ای در آسمون در اومد که همون سیاره ی زهره (=ناهید=ونوس) باشه. این داستان کمابیش به همین صورت در تمام ادیان ابراهیمی اومده و خوب تقریبن معلومه که از افسانه های بابلی سرچشمه گرفته.
چیزی که جالبه در بعضی منابع که ما دیشب به صورت تصادفی تو اینترنت دیدیم اشاره شده که این دو واژه با اسم دو فرشته (امشاسپند) اهردات و امردات (خرداد و مرداد) در اوستا هم ریشه هستند که البته درستی و نادرستیش رو من نمیدونم.
تا که تخم خویشبینی را نکشت
این بیت از مثنوی در داستان هاروت و ماروت اومده که تو مثنوی خونی دیشب خوندیم و انصافن فهمیدن منظور مولوی سخت بود. بعضی از بچه ها هم گیر داده بودن که حالا خیلی مهم نیست معنی تک تک بیتها رو فهمیدن اصلش اینه که منظورش رو بفهمیم. ولی من فکر می کردم که بابا مگه مولوی ته حرفش چیه آخوند بوده دیگه همه میدونیم چی میگه اگه به این ویژگیهای ادبی هم نپردازیم دیگه به چه دردی میخوره مثنوی خوندن؟ ... خلاصه آخرش درآوردم. معانی که در دهخدا اومده خیلی دردی رو دوا نکرد ولی در فرهنگ معین خارخار رو به معنای خارش و خاروندن معنی کرده بود یه کم به وجه ناتورئالیستی ادبیات مولوی که توجه کنیم معنی بیت درمیاد:
دو تا فرشته – هاروت و ماروت – تا تخم خودبینیشون رو تو زمین نکاشتن کرمشون نخوابید!
داستان هاروت و ماروت خلاصش اینه که اینا دو تا فرشته بودند که هی به خدا گیر میدادند که ما رو بفرست زمین تا با اتکاء به عصمتمون زمینیان رو هدایت کنیم خدا به اونها اختیار و شهوت داد و فرستادشون به زمین ولی هنوز شب نشده هم شراب خوردند هم آدم کشتن و هم زنا کردند و به خاطر همینم خدا اونها رو در چاهی در بابل زندانی کرد زنی رو هم که اونها عاشق بهش شده بودند مسخ کرد به صورت ستاره ای در آسمون در اومد که همون سیاره ی زهره (=ناهید=ونوس) باشه. این داستان کمابیش به همین صورت در تمام ادیان ابراهیمی اومده و خوب تقریبن معلومه که از افسانه های بابلی سرچشمه گرفته.
چیزی که جالبه در بعضی منابع که ما دیشب به صورت تصادفی تو اینترنت دیدیم اشاره شده که این دو واژه با اسم دو فرشته (امشاسپند) اهردات و امردات (خرداد و مرداد) در اوستا هم ریشه هستند که البته درستی و نادرستیش رو من نمیدونم.


